سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

22

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

داشتند . گروه سربازان و كاروانهاى آنان از مكه و مدينه تا يمن ، بحرين ، عدن مسقط و ديبل ( سند ) آزادانه به خرابكارى مشغول بودند . ( كاروانهاى حاجيان را مىكشتند و اموال آنان را غارت مىكردند ) . مردم سند از ديرزمان با عربها روابط تجارى داشتند . هنگامى كه اسلام ظهور كرد مردم ايالتهاى سند باخبر بودند . امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام موفقيتهاى نظامى را در مكران ، سند و قيفان به دست آورد . افسران ارتش آن حضرت در سالهاى 38 و 39 ه ق مردم را دربارهء امام آگاه كردند و به اين ترتيب شيعيان على عليه السّلام در عهد علوى به مكران ، كابل و سند رسيدند و در افغانستان آل شسنب كه از طرفداران ايشان محسوب مىشدند بر بعضى مناطق به حكومت رسيدند ( تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 54 ) . بنا به گفتهء محمّد اسحاق بهتى پنج نفر از اصحاب و تابعين در عهد علوى به شبه قارهء پاكستان و هند رفتند . خريت بن راشد ناجى سامى ( به مكران ) . عبد اللّه بن سويد تميمى شنقرى ( به سند ) . كليب بن ابو وائل ، صحابه يا تابعى ( به هند ) . تاعر بن دعر ( به سند ) . حارث بن مرّة تابعى ( به سند ) . ( فقهاى هند ، ج 1 ، ص 12 ) . بعد از مدتى شيعيان به مركز سند به رفت و آمد پرداختند ، آنهايى كه براى مدّت كوتاهى در آنجا سكونت گزيدند تذكره‌هايى به عنوان يادگار از خود بجا گذاشتند و بتدريج تردد آنان در سند افزايش يافت و صداى « على على » در فضا بلند شد . ابن اثير ، در گزارش وقايع سال 151 ه ق عمر بن حفص ، فرماندار ، منصور خليفه را در سند شيعه نوشته و گفته است كه سيد محمّد و ابراهيم فرزندان عبد اللّه الاشتر به حضور او در سند رسيده‌اند ، اما آنان در سند كشته شدند . در ضمن اسامى ساداتى كه به مولتان و سند آمده بودند در كتابهاى انساب به چشم مىخورد . سيد ابو اسماعيل ابراهيم بن ناصر بن طباطبايى ، عالم انساب قرن پنجم هجرى در « منتقلة الطالبية » مىنويسد : « ساداتى كه از اولاد امام حسن عليه السّلام به سند آمدند عبارت بودند از : زيد بن حسن و قاسم بن حسن بن زيد بن حسن ؛ عبد اللّه بن محمّد بن جعفر بن حسن بن عبد الرحمن ؛ از اولاد عمر الاطرف ، عبد اللّه بن محمّد بن عمر الاطرف ، اسماعيل بن جعفر الملتانى بن محمّد بن عمر الاطرف ،